ميرزا محمد حيدر دوغلات

118

تاريخ رشيدى ( فارسي )

مداخلت نمود . چون ايسان بوغا خان « 1 » و مير سيد على مردند « 2 » و پادشاهت به دوست محمد خان رسيد و « 3 » ميان محمد حيدر ميرزا و سانيز ميرزا فى الجمله نقارى واقع شد ، چنان كه مذكور شده است و محمد حيدر ميرزا به آقسو پيش دوست محمد خان رفت و سانيز ميرزا به جانب يونس خان التجا برد ، خان را فى الجمله قوتى حاصل شد . در آن ايام چند مرتبه يونس خان به كاشغر درآمد اما امراى مغولستان ( 55 پ ) در كاشغر نمىايستادند « 4 » . خان ناچار شده مىبرآمد . چند مرتبه به اين صورت واقع شد . تفصيل اين مجمل بعد از آنكه به اختلاف روايات استماع افتاده ، تطويل تمام هم دارد . مخلص آن است كه يونس خان هميشه در آرزوى شهر و ديار مىبود ، اما امرا و لشكر مغول از شهر گريزان مىبودند . از اين جهت خان هميشه در مغولستان اوقاتى « 5 » مىگذرانيد . چون سانيز ميرزا نيز مرد ، محمد حيدر ميرزا نيز با يونس خان توسل جست . در خلال اين حال دوست محمد خان مرد . يونس خان به آقسو درآمد ، تمام مردم دوست محمد خان را متصرف شد . پسر دوست محمد خان ، كبك « 6 » سلطان اوغلان را بعضى از دولتخواهان گرفته به طرف تورفان گريختند . اما يونس خان مىخواست كه در آقسو باشد ، چه نسبت به مغولستان ، آقسو ، به شهر شباهتى دارد . 312 اما ملاحظه نموده از اطوار مغول چنان معلوم شد كه اگر چندى برآيد ، مردم رجوع با كبك سلطان اوغلان خواهند كرد . خان ناچار شده تمام مردم « 7 » را گرفته به مغولستان بر « 8 » آمد . در آن زمان اماسانجى تايشى كه پسر ايسان تايشى بود كه ذكر او در شرح احوال ويس « 9 » خان مذكور شد ، به مغولستان درآمد . سبب آن بود كه چنان كه مذكور شده است ، ايسان تايشى مختوم خانيم را كه خواهر ويس خان بود به فداى جان خان گرفت . از مختوم خانيم دو پسر و يك دختر شد . ويس خان به وقتى كه مخدوم خانيم را مىداد ، داماد خود را مسلمان ساخته ، خانيم به عقد مسلمانى نكاح بسته بود . خانيم تبع « 10 » خود را مسلمان ساخته اين دو پسر خود را ابراهيم و الياس نام نهاده بود و دختر

--> ( 1 ) . نت : - مداخلت . . . بوغا خان . ( 2 ) . نب ، نت : مرد . ( 3 ) . نت : رسيده است و . ( 4 ) . نت : نه ايستادند . ( 5 ) . نت : اقامتى . ( 6 ) . نب ، نت : كبيك . ( 7 ) . نت : مغول . ( 8 ) . نت : در . ( 9 ) . نت : اويس . ( 10 ) . نت : تيغ .